زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه

افعال انگلیسی با حروف‌ اضافه قسمت‌سوم هم نشینی حروف اضافه Of , About با افعال را به همراه مثال‌های متنوع و کاربردی بررسی می‌کند.

افعال هم‌نشین با About و Of

بعضی از افعال هم با Of و همینطور با About هم‌نشینی دارند اما دقت داشته باشید که معنای این افعال بسته به حرف اضافه همراهشان متفاوت خواهد بود:

A. dream about

دیشب خوابت رو دیدم. I dream about you last night
(when I was asleep)

dream of being something/doing something (= imagine)

اغلب اوقات اینطور فکر می کنم که ثروتمند هستم. .I often dream of being rich

 B. hear about… (= be told about something)

می دونستی شنبه شب تو کلوب دعوا شده بود؟ Did you hear about the fight in the club on Saturday night

hear of… (= know that somebody/something exists)

تام مالدی کیه؟ نظری ندارم. اصلا اسمشو نشنیدم. Who is Tom Maldey? I’ve no idea. I’ve never heard of him
(not heard from him)

Also: hear from… (= receive a letter or phone call from somebody)

اخیرا از جین خبری داشتی؟  آره، چند روز پیش نامه ای ازش دریافت کردم. Have you heard from Jane recently? Yes, I got a letter from her a few days ago

C. think about… and think of

Think about به این معناست که شما روی مسئله ای تمرکز کردین و دارین اونو ببرسی می کنین:

خیلی جدی به نظر میرسی. به چی داری فکر می کنی؟ You look serious. What are you thinking about

Think of بیشتر به معنای به ذهن رسیدن هستش:

ایده خوبیه. چرا به ذهن خودم نرسید؟! That’s a good idea. Why didn’t I think of that
(not think about that)
افعال انگلیسی با حروف اضافه قسمت‌سوم |ایده خوبیه. چرا به ذهن خودم نرسید؟!

وقتی هم که بخوایم نظری رو بدونیم معمولا از Thin of استفاده می کنیم.

نظرت در مورد فیلم چی بود؟ خیلی نظرم رو جلب نکرد. What did you think of the film? I didn’t think much of it

در مورد استفاده آخری تفاوت معنایی بین About و Of بسیار ناچیز هست و میشه از About هم استفاده کرد.

حتما این پست را بخوانید   Phrasal Verbs فعل های دوبخشی - بخش سوم در انگلیسی

و همینطور می‌تونید بگید :

think of or think about doing something (for possible future actions)

خواهرم داره به کانادا رفتن فکر میکنه. My sister is thinking of (or about) going to Canada

D. remind somebody about… (= tell somebody not to forget)

خوشحالم که جلسه رو بهم یادآوری کردی. کلا فراموشش کرده بودم. I’m glad you reminded me about the meeting. I had completely forgotten it

remind somebody of… (= cause somebody to remember)

این خونه من رو به یاد خونه ای میندازه که بچگیام توش زندگی میکردم. This house reminds me of the one I lived in when I was a child

E. complain (TO somebody) about… (= say that you are not satisfied)

در مورد غذا به مدیر رستوران شکایت کردیم. We complained to the manager of the restaurant about the food

complain of a pain, an illness etc. (= say that you have a pain …)

ما دکتر رو خبر کردیم چون جورح از درد شکم شکایت داشت. We called the doctor because George was complaining of a pain in his stomach

F. warn somebody of/ about a danger, something bad which might happen

به همه در مورد خطرات سیگار کشیدن هشدار داده شده است. Everybody has been warned of/about the dangers of smoking

مقاله افعال انگلیسی با حروف اضافه قسمت‌سوم کاری بود از تیم آموزش آکادمی آموزش آنلاین زبان انگلیسی ۲۴talk

مثال‌های بیشتر