کاربردهای much، many، little، few، a lot و plenty

الف. از much و little با اسم های غیرقابل شمارش استفاده می کنیم:

  much time ، much luck ، little energy ، little money

وقت زیاد  ،  شانس زیاد ،  انرژی کم  ،  پول کم

از many و few با اسامی جمع استفاده می کنیم:

  many friends ، many people ، few cars ، few countries

دوستان زیاد افراد زیاد  تعداد کمی ماشین   کشورهای کمی

ب. از a lot of/lots of/plenty of با اسامی غیرقابل شمارش و اسامی جمع استفاده می کنیم:

  a lot of luck ، lots of time ، plenty of money ، a lot of friends ، lots of people ، plenty of ideas

شانس زیاد ،  وقت زیاد  ،  پول زیاد ، دوستان زیاد ، افراد زیاد ، ایده های زیاد

کلمه plenty به معنای بیش از میزان کافی است.

  * There’s no need to hurry. We’ve got plenty of time.

نیازی به عجله نیست. وقتی زیادی داریم.

  * I’ve had plenty to eat. I don’t want any more.

خیلی غذا خوردم. بیشتر نمیخوام.

ج. از much و many معمولا در جملات منفی و سوالی استفاده میکنیم.  به جای آنها از( a lot of) نیز میتوانیم استفاده کنیم:

کاربردهای much، many، little، few، a lot و plenty

  * We didn’t spend much money.

(or We didn’t spend a lot of money.)

پول زیادی خرج نکردیم.

  * Do you know many people?

(or Do you know a lot of people?)

افراد زیادی رو میشناسی؟

  * I don’t go out much.

(or I don’t go out a lot.)

خیلی بیرون نمیرم.

ح. استفاده از( a lot of) رایج تر است. در انگلیسی محاوره استفاده از much غیرمعمول است:

  * We spent a lot of money.

(not ‘We spent much money’)

پول زیادی خرج کردیم.

  * He goes out a lot.

(not ‘He goes out much’)

خیلی زیاد میره بیرون.

میتوان از many در جملات مثبت استفاده کرد ولی ( a lot of) در انگلیسی محاوره رایج تر است:

many

  * A lot of people (or Many people) drive too fast.

افراد زیادی بیش از حد سریع رانندگی می کنند.

حتما این پست را بخوانید   دانلود کتاب Longman English Grammar Practice

اما دقت کنید که از too much و so much در جملات مثبت استفاده می کنیم:

  * We spent too much money.

پول زیادی خرج کردیم.

د. کلمات little و few (بدون “a”) بیان کننده ایده های منفی هستند (معادل not much و not many):

 * We must be quick. There is little time.

(= not much, not enough time)

باید عجله کنیم. وقت کمی مونده.

 * He isn’t popular. He has few friends.

(= not many, not enough friends)

اون محبوب نیست. دوستان کمی دارد.

میتونیم بگیم very little یا very few:

  * There is very little time.

وقت خیلی کمی مونده.

  * He has very few friends.

دوستان خیلی کمی داره.

کلمات a little و a few معانی مثبت تری دارند:

a few

  * Let’s go and have a drink. We’ve got a little time before the train leaves.

(a little time = some time, enough time to have a drink)

بیا بریم یک نوشیدنی بخوریم. یکم وقت داریم تا حرکت قطار.

  * ‘Do you speak English?’ ‘A little.’

(so we can talk a bit)

آیا انگلیسی صحبت می کنی؟ کمی.

  * I enjoy my life here. I have a few friends and we meet quite often.

(a few friends = not many but enough to have a good time)

از زندگیم اینجا لذت میبرم. چندتایی دوست دارم و اغلب همدیگه رو میبینیم.

  * ‘When did you last see Clare?’ ‘A few days ago.’

(= some days ago)

آخرین بار کی کلار رو دیدی؟ چند روز قبل.

مقایسه کنید:

  * He spoke little English, so it was difficult to communicate with him.

انگلیسی خیلی کم صحبت می کرد، بنابراین مکالمه باهاش سخت بود.

  He spoke a little English, so we were able to communicate with him.

یکم انگیلیسی صحبت می کرد، بنابراین میتونستیم باهاش مکالمه کنیم.

  * She’s lucky. She has few problems.

(= not many problems)

خیلی خوش شانسه. مشکلات خیلی کمی داره.

حتما این پست را بخوانید   قید ها و استفاده از آنها

  Things are not going so well for her. She has a few problems.

(= some problems)

اوضاع خیلی خوب پیش نمیره براش. چندتایی مشکل داره.

دقت کنید که عبارات only a little و only a few معانی منفی دارند:

  * We must be quick. We’ve only got a little time.

باید عجله کنیم. فقط یکم وقت داریم.

  * The village was very small. There were only a few houses.

روستا خیلی کوچک بود. فقط چند تا خونه اونجا وجود داشت.

مثال های بیشتر در اینجا

دوره های زبان انگلیسی به ضورت آنلاین توسط اساتید مجرب در منزل از اینجا

موفق باشید