زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه

زمانی که یک سخنران انگلیسی زبان، به صورت عامیانه صحبت می‌کند، آیا شما سردرگم و گیج می‌شوید؟ اصلا جای نگرانی نیست، شما تنها نیستید!
اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی یکی از گیج کننده ترین مباحث در زبان محسوب میشود

فرقی نداره شما مبتدی هستید یا حرفه ای، استفاده از چند اصطلاح عامیانه در مکالمات می‌تونه مخاطب رو دچار سردرگمی کنه.
مشکل بزرگ اینجاست که کلمات و اصطلاحات عامیانه‌ی زیادی وجود داره. یادگیری اصطلاحات بومی و روتین درواقع کار سخت و غیرممکنیه. اما اگر می‌خواید انگلیسی رو در سطح بومی صحبت کنید و درک کنید، لازمه با این بافت از کلمات آشنا بشید.

اصطلاح عامیانه

ما در این مقاله شما را با ۵۰ اصطلاح عامیانه و رایج در مکالمه‌ی زبان انگلیسی، که زبان آموزان باید یاد بگیرن، آشنا می‌کنیم.

یادگیری حقیقی کلمات و اصطلاحات بومی انگلیسی

اما کلمات عامیانه یا اصطلاحات بومی چیست؟

کلمات و اصطلاحات بومی و عامیانه، درواقع عبارات و کلماتی غیر رسمی هستند که در گروه‌های مختلف مردم یا نقاط مختلف جغرافیایی انگلیسی زبان مورد استفاده قرار میگیره.

کلمات و اصطلاحات عامیانه و رایج، در مکالمه بیشتر از نوشتار مورد استفاده قرار میگیره.

چرا کلمات و اصطلاحات بومی وعامیانه گیج کننده هستند؟

یکی از دلایلی که منجر به گیج کننده بودن زبان می‌شود، تغییرات منطقه‌ای بسیار زیاده. این تفاوت جغرافیایی با تغییر در بخش‌هایی از کلمه و یا ساخت اصطلاحات جدید همراه میشه که نهایتا، منجر به تنوع فراوان این بافت از کلمات و اصطلاحات بومی میشه.

برای مثال زبان بومی در بوستون با زبان بومی در تگزاس تفاوت داره. و یا زبان عامیانه لاتین در آمریکا با لاتین زبانان در بریتانیا متفاوته.

اگر میخواید با زبان انگلیسی ارتباط معنایی برقرار کنید، یاد گرفتن اصطلاحات و کلمات عامیانه برای شما ضروریه.

عبارت رایج و یا اصطلاح عامیانه، عبارتند از گروهی از کلمات که اگر به صورت واژه واژه و کلمه کلمه معنی بشوند، فاقد یک برداشت و معنای منسجم خواهند بود.

برای مثال “hit the book” عبارتی است که ترجمه‌ی کلمه‌ای آن “زدن کتاب” میشه، اما در واقع آنچه در بین دانشجویان لاتین زبان برداشت میشه، یعنی مطالعه کتاب برای آزمون های پایان ترم یا میان ترم.

به نظر خودتون در چه سطحی از زبان هستید؟ مبتدی یا حرفه ای؟ فرقی نداره، در هر صورت باید تعدادی عبارت و کلمه‌ی عامیانه و اصلاحات بومی زبان انگلیسی رو یاد بگیرید تا درک بهتری از مکالمات داشته باشید.

حتما این پست را بخوانید   5 روش موثر در یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی

یادگیری کلمات و اصطلاحات عامیانه

این پست به دو بخش تقسیم شده.

بخش اول شامل ۲۵پارت یا اصطلاح عامیانه است که معمولا توسط نسل جوان‌تر از انگلیسی زبانان مورد استفاده قرار میگیره (با تمرکز شدید بر سخنرانان انگلیسی آمریکایی).

اینها اصطلاحات و کلمات عامیانه‌ای هستند که به صورت روزمره در سایت‌ها و رسانه‌های اجتماعی مانند buzzfeed مشاهده می‌کنید.

قسمت دیگر این مقاله، بررسی چند کلمه‌ی عامیانه بومی انگلیسیه، که این بافت از کلمات بیشتر در بومی زبانان امریکا و انگلیس مورد استفاده قرار می‌گیره.

بخش اول: ۲۵ اصطلاح عامیانه و مورد استفاده در بافت جوان لاتین زبان‌ها

برای قطع ناگهانی یک تماس، ارتباط و یا دوستی بدون هیچ گونه هشداری. Ghosted
بوگی اصطلاحی که از کلمه‌ی بورژوئا سرچشمه گرفته و مربوط به مرفه بودن و سرمایه دار بودنه. Bougie
اظهاراتی ناامید کننده و نا اگاهانه.به نوعی ریشه در بی احترامی دارد. Dissing
میخکوب کننده. برای زمانی که یک کاری با کیفیت و قدرت تمام انجام میشه. البته بیشتر همراه با طعنه و کنایه است. Nailed it
یک اصطلاح با بار منفی توهین آمیز که همواره در مراودات شوخی آمیز مورد استفاده قرار میگیره . Douche (bag)

مثال های مرتبط با این ۵ اصطلاح عامیانه:

۱) I don’t know what happened to him, he ghosted me after two dates

برای مثال: نمیدونم براش چه اتفاقی افتاد که بعد از قرار دوم یهوغیبش زد.

اصطلاح عامیانه Ghosted برای قطع ناگهانی یک تماس

۲) I’m not so bougie that I won’t eat a hotdog .

من انقدر بوگی نیستم که بتونم یه هات داگ بخورم.

۳) I’m not dissing you, I genuinely like your shirt .

من بهتون بی احترامی نکردم. واقعا من پیرهنتونو دوست دارم.

۴)Look at her gymnastic routine! She nailed it

به روال تمرینات ژیمناستیک او نگاه کنید. واقعا میخکوب کننده است.

۵)The owner of the club is such a douche, he yelled at me in front of everyone .

صاحب باشگاه خیلی آدم احمقی بود. جلوی همه سر من فریاد کشید.

مصر، سمج Pushy
یک اصطلاح عامیانه توهین آمیز برای گروهی از سفید پوستان که در نواحی غیر شهری ساکن هستند و گردن‌های سرخی دارند. Redneck
وقتی می‌خواید یه چیزی یا مکانی رو از یه لیست حذف کنید . عدد ۸۶
فاسد. زباله.استفاده و زیاده روی در مصرف الکل و دارو و رسیدن به شرایطی که پاسخ مناسبی از یک عامل دریافت نشه. Trashed
نخ نما. برجسته. توچشم.برای یک عامل متمایز کننده مورد استفاده قرار می‌گیره Tacky

: مثال های مرتبط با این ۵ اصطلاح عامیانه

حتما این پست را بخوانید   زبان انگلیسی برای مهاجرت

۱) Stop being so pushy, I’m going to do it

برای انجام کاری نیروی زیادی گذاشتن. من واسه انجام این کار خیلی سمجم.

۲)You might be a redneck if you have a confederate flag tattoo on your neck .

اگه پرچم کنفدراسیونو رو گردنت تتو کنی ممکنه ردنک بشی.

۳) Let’s 86 Bill from the invite list, he would probably start a fight anyway.

بیایید بیل ۸۶ رو از لیست دعوتیامون حذف کنیم. اون احتمالا هرجوری شده، اولین نفریه که دعوارو شروع میکنه.

۴) He was trashed that night, he barely remembers anything .

او اونشب کلا بیهوش شده بود. به سختی چیزی رو به خاطر میاورد.

۵) Wearing a full-length fur coat is already tacky enough, but it’s even worse to wear it in the summer

پوشیدن کت خز تمام قد، همین الانش ضایع است. چه برسه به اینکه بخوای تو تابستون بپوشیش.

خود بین، خود ستا، خودخواه، سر خود معطل بودن. Stuck-up
فضول، کنجکاوی زیاد در مسائل خصوصی دیگران . Nosy
از دست دادن تمرکز. Spaced out
ارسال مودبانه دستوری در فناوری‌های ارتباطی . Shoot
اصطلاحی که اغلب از عدم جذابیت یک عامل دارد . Sucks

: مثال های مرتبط با این ۵ اصطلاح عامیانه

۱) My boyfriend’s friends are so stuck-up, I hate eating dinner with them.

دوستای دوس‌پسرم خیلی سر خودشون معطلن، از غذا خوردن با اونا متنفرم.

هدف ما از این مقاله، این است که شما این کلمه‌ها و اصطلاحات رو درک کنید، و حفظ نکنید و هنگام تمرین و مکالمه زبان انگلیسی، از این اصطلاحات استفاده کنید.

۲) She doesn’t like talking to her in-laws because they are too nosy

او دوست نداره در باره مسائل شخصیش با اقوامش صحبت کنه، آخه اونا خیلی فضولن.

۳)I was so tired that I spaced out and accidentally drove off of the road

من انقدر خسته بودم که تمرکزمو از دست دادم و از جاده خارج شدم.

اصطلاح عامیانه Spaced out تمرکز

۴)Shoot him an email or text first and then I will call you later

اول برام یک ایمیل یا متن ارسال کنید، سپس من خودم تماس میگیرم باهاتون.

۵)Traveling by bus sucks, I’m not going to do it

سفر با اتوبوسای بوگندو، اصلا قصد انجام چنین کاری رو ندارم من.

نشان از سرمستی و به اصطلاح حال شادو شنگول داره . Buzzed
دوست دختر یا دوست پسر یا یه شخص حائز اهمیت boo
مچ گیری کردن. red-handed
مشاور حقوقی. وکیل. lawyer up
عینا. به معنای واقعی کلمه . literally

: مثال های مرتبط با این ۵ اصطلاح عامیانه

حتما این پست را بخوانید   اصطلاحات رایج زبان انگلیسی که باید بدانید: بخش سوم

۱) I’m pretty buzzed off of those two drinks, I shouldn’t drive my car yet

من هنوز از دوتا نوشیدنی که خوردم سرمستم. نباید سوار ماشین بشم.

۲) That’s his boo, you shouldn’t ask for her number

اون دوس دخترشه، نباید شمارشو درخواست کنی.

اصطلاح عامیانه boo
دوستی

۳) They caught the murderer red-handed, he literally had blood on his hands

اونا سر بزنگاه قاتلو دستگیر کردن. اون به معنای واقعی دستاش به خون آلوده بود.

۴) If you want to lawyer up then we can, but I would rather we discuss this in person first

اگه مشاور حقوقی میخوای ما میتونیم.اما من ترجیح میدم اینو به صورت حضوری مطرح کنیم.

اصطلاح امیانه
وکیلlawyer up

۵) I literally died when I saw Obama in person

من به معنای واقعی مردم، وقتی اوبامارو شخصا و حضوری دیدم.

اصطلاح عامیانهliterally
شکل جدیدی از باج خواهی که در صفحات اجتماعی رخ میده. Doxx
بوسیدن طولانی مدت. Making out
عصبانی، غافلگیر کردن. Pissed off
ترک کردن، از دور خارج شدن. Bounce
عبارتی که نشان از غیر حقیقی بودن یک گفته داره. Bologna

مثال های مرتبط با این ۵ اصطلاح عامیانه :

۱) Doxxing is a new form of bullying, you have to be careful

Doxxing شکل جدیدی از اخاذی که باید خیلی مراقب باشید.

۲)I don’t want to go to a movie with her and her boyfriend because she is just going to be making out with him the whole time.

من نمیخوام با اونا به دیدن فیلم برم. اونا دائم در حال بوسیدن همدیگه‌ هستن.

۳) You pissed off our parents when you showed up to Christmas dinner late and wearing last night’s clothes.

در اصطلاح برو گورتو گم کن. شما والدینتو غافلگیر کردی وقتی غذارو دیر آوردی و لباس شب گذشتتو پوشیدی

۴)He bounced after she got pregnant and I had two drinks and bounced

من دو تا گیلاس نوشیدم وکنار می‌کشم.او بعد از باردار شدن کنار کشید.

۵) That boy is not 21. That’s bologna

این پسر بچه، دروغ میگه. ۲۱ سالش نیست.

بخش دوم- یادگیری زبان عامیانه بومی. در این بخش به معرفی ۲۴کلمه‌ی عامیانه و رایج استفاده در زبان بومی لاتین می‌پردازیم که در مقابل آنها معادل امروزیشون رو آوردیم.

همراه این مقاله با ۲۴talkباشید تا درک بهتری از مکالمات بومی زبانان انگلیسی داشته باشید.

اصطلاح عامیانه
اوباش محل، سر کوچه‌ای Hood = rough neighborhood
خیلی ساده و آسان Easy as pie = very easy
متجاوز، پرخاشگر. In your face = aggressive
کامل و فوق العاده Perfecto = perfect or wonderful
تنبل، ساکن، ایستا. Slouch = lazy; non performer
شغل و کار Gig = Job or task
مزایا و امتیازات مشارکاتی. تخفیف ها و امکانات. Perk = additional benefit given with job E.g. gym membership
رک گو، راست گو. Straight shooter = a person who is direct and truthful
مزاحم، سر خر. Pesky = Annoying
اجرای عمومی شمال گفتار ونمایش دادن. Show and tell = public display and explanation
روحیه، وضع روحی Gung-ho = spirited
مرد جوان یا جوان جذاب Dude = young man or young male
درهم برهم، قروقاطی Mashup = creative mixing
پیش آهنگ، خبررسان، برای مثال: ارسال سوارکار برای درخواست کمک. Cavalry = Help E.g. send in cavalry means to send in help
خنگ، ساده لوح. Sucker = a person who can be tricked easily
اتاق یا خانه Dig = room or flat
سقف شیشه ای، قفسه‌ای شیشه ای، حدی نانوشته. برای مثال قوانینی نانوشته که مانع از پیشرفت زنان می‌شود. Glass ceiling = barrier for personal advancement (E.g for women
شجاع، دلیر. Gusty = courageous
مردانه، ستون، قوی. Stud = manly man
شلخته، از شلختگی زیاد به چشم نیامدن. Sloppy = lack of neatness; untidy
حس ششم، حس درونی Gut feeling = intuition
بی فایده، بی ارزش. Dud = useless; worthless
محله بد، ذاقه نشین Ghetto = bad neighborhood; slum
دیوانه Cuckoo = crazy

ما در این مقاله به بررسی اصطلاح عامیانه عامیانه درلاتین زبانان بومی پرداختیم. برای درک بهتر مکالمات رایج در بین انگلیس زبانان بومی، باید چندین کلمه‌ی عامیانه رو درک کنید و در مکالمات خودتون استفاده کنید. از طرفی باید در زندگی روزمره استفاده کنید تا ملکه‌ی ذهن شما شده و درک مکالمات برای شما آسونتر بشه.